الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )

59

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )

« بعد از آنكه راه ، خلوت شد ، دست بگردنم انداخت و بصداى بلند ، گريه كرد . پرسيدم : يا رسول اللّه ! چه چيز ، ترا بگريه درآورد ؟ فرمود : كينه‌هائيكه در دل عدّه‌اى از مردم است ، و آن را براى تو اظهار نميكنند مگر بعد از من . . . » « 1 » رسولخدا ( ص ) همواره از على عليه السلام ، كيفيت صبر و تحمّل ويرا در برابر پيشامدهاى ناگوار ميپرسيد . در حالى كه با دست ، بسر و ريش آنحضرت ، اشاره ميكرد ميفرمود : « چگونه است صبر تو وقتى كه ؛ اين به اين ، خضاب شود . » . و او در جواب ميگفت : « آيا من به آنچه تو مبتلا شدى مبتلا نشوم ؟ در اين صورت اين ، از موارد صبر نيست ، بلكه از مواطن بشارت و كرامت است » . « 2 » حضرت رسول ( ص ) با شنيدن اين كلام پاك - كه حاكى از عظمت روحى و مقدار از خودگذشتگى امير المؤمنين ( ع ) در پيشگاه خداى تعالى بود - خاطرش تسلّى مييافت . و نيز ، مشاهده ميكنيد كه آنحضرت ( ص ) ، سبط خود ، ابو محمد - حسن بن على - را بسينهء خود ميچسباند و از دهان و ناف او بوسه برميدارد . چون به ياد ميآورد كه احشاء او ، از دهان تا نافش ، همه ، بسمّ كشنده ، پاره‌پاره خواهد شد . و سبط خود « حسين » را در آغوش ميگرفت ، و او را مىبوئيد و مىبوسيد ، و از بدن شريفش - مخصوصا - جاى شمشيرها ، نيزه‌ها و سرنيزه‌ها را مىبوسيد . و از همه‌جا بيشتر ، از دو لب نازنينش بوسه برميداشت . چون ميدانست كه چوب ستمگران به اين

--> ( 1 ) - اين حديث - بهر سه طريق - از بزرگان و حفاظ حديث منقول است امثال : « بزاز » در « مسند » خود ، و « طبرانى » در « الكبير » ، و « ابو يعلى » در « المسند » ، و « ابن عساكر » در « تاريخ الشام » و « هيثمى » در « المجمع » و جمعى ديگر كه آنها را در كتاب « الغدير » - آنجا كه مسند امير المؤمنين و ابن عباس و انس را ذكر كرديم - ايراد نموده‌ايم . ( 2 ) - اين حديث را « حافظ طبرانى » در « المعجم الكبير » - كه به حمد اللّه نزد ما موجود است - روايت كرده است .